مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تا به حال این همه خسته نبوده ام و دلتنگ و خراب...




می اندیشم شاید که خواب بوده ام

سر از خاک مادربزرگ چشم آبی درآوردم و همه غصه هایم را به او گفتم ، خبر نیاورد که مزارش بوی گلاب می دهد ؟




دیگر شانه لازم ندارم ،




نمی دانم چقدر می دانید ، اما همین قدر ،که نمی دانید چه شبها که بر من یکسال گذشت و هر سال به اندازه 365 سال . و باور نمی کنید که هر لحظه را خواسته ام که شما باشید ، با هم باشیم ، حتی کمرنگ ، نمی دانم نخ نامرئی بینمان است که دیگر خودمان هم نمی بینیم ، اما شما نمی دانید روزها سرکار چقدر سخت گذشت ، و این روزهای آخر که همه دوندگی هایم برایم پایان نامه ام است ، شما بودید و نبودید و من دلگرم بودم به خاطرات ریز و درشت ، کمرنگ و پررنگ روزهایی دور ، خیلی دور ، انگار که هزاران سال گذشته باشد ، باران ریز و تند می بارد ، و هر شب بغضی سنگین تر از شب قبل می خواهد خفه ام می کند . انگار که بیهوده امیدوار باشم .و هنوز هستم .




بالاخره توانستم ؛ ‌توانستم ؛تا انتها یک سیگار را دود کنم . 




همه اش بین مذهب و شهوت پر پر می زدم

فقط دلم می خواهد بدانم در آن لحظات چگونه بوده ام ؟ کسی که من را می دید ،من را چگونه می دید؟ مضحک ؟ مهربان ؟ خجالتی ؟ ترسو ؟




توی آسانسور روبه روی آینه خودم را می بینم که تمرین می کند ، شعر می خوانم ، شعرهای فروغ . برای خستگی در کردن خوب است . وقتی از کار خسته ام .وقتی از دنیا خسته ام . وقتی از همه چیز خسته ام . 

همه هستی من آیه تاریکی است که تو را در خود تکرار کنان به شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد . من در این آیه .من در این آیه تو را آه کشیدم .آه .من در این آیه تو را به درخت و آب و آتش پیوند زدم . هیچ صیادی در جوی حقیری که مردابی می ریزد ، مرواریدی صید نخواهد کرد . من پری کوچک غمگینی را می شناسم . من پری کوچک غمگینی را می شناسم .من همان پری کوچک غمگین هستم که هر روز با بوسه ای بدنیا می آیم و با بوسه ای می میرم . 

من همان زن ام که هر روز با زنبیلی از آن خیابان دراز می گذرم .جهان پر از صدای پای مردمی است که همچنان که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند .طناب دار تو را می بافند . 

طبقه پنجم . پیاده می شوم .




توی هر سایتی می روی فیلتر شده ، اگر یک روز به وبلاگ من آمدی و دیدی فیلتر شده ، تعجب نکن . 

سایت عباس معروفی عزیز و پروانه را دیگر نمی توانم ببینم .




دختر

نمی دانم چرا خواب زن هایی را می بینم که درد زایمان دارند ، هر شب به خوابم می آیند ، و جالب است که همه درد می کشند و آخر سر بچه طبیعی بدنیا می آید .خواب دخترهایی که درد می کشند در هنگام بدنیا آمدن دخترهایشان .

یا خواب درسا کوچولو را می بینم ، انگار دلم برای لپ هایش ، چشمهای کوچولویش که خیره خیره نگاه می کند ، با آن لباس سرمه ای که پایین دامنش گلهای کوچک آبی دارد . دلم برای خانوم خانوما تنگ شده ، انگار. 




voice

صدای تو ، صدای تو از سیمها عبور می کند ، از راه دور ، به من می گوید دلم برایت بسیار تنگ است ، به من انرژِی و امید می دهد . می گویی خوب باش . به من زنگ بزن و بگو ارشد قبول شده ای . تا آخر روز صدایت توی گوشم می پیچد . خوشحال باش . من خوبم تا تو خوبی . در این روزها که آشفته و بسیار پر کارم فقط صدای توست که به این زندگی امیدوارم می کند .



1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>

RSS